atish pare

har chi bekhay hast ghamet nabashe

+ ضرب المثل

آنقدر خیال بافتم که تمام کلافهای فکرم به لباس آرزویی در آمدند ...کاش اندازه ام باشد
وقتی چراغ خیالات روشن است یخ زندگی آب می شود. چراغها را خاموش نمی کنم اما لامپ کم مصرف زده ام
به اندازه هشت ماه می ترسیدم به اندازه چهار هفته خسته بودم و به اندازه دو روز کار داشتم مهم نیست به اندازه یک ساعت خوشحالم
حواسم را باد خیال برده است و کاغذهایم را باد پنکه...قلم اما محکم در دستم نشسته است از این بادها نمی لرزد
دارم یاد می گیرم که بعضی از خاطرات را تا کنم و در جیب کتم بگذارم اما کتی ندارم
قبرستان ترمینال مرده هاست.
دو آیینه از دیدن یکدیگر نفرت

...
ادامه مطلب
نویسنده : nazanin ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٢
تگ ها: ضرب المثل


+ عاشقانه

عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم

...
ادامه مطلب
نویسنده : nazanin ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢
تگ ها: عاشقانه



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس