atish pare

har chi bekhay hast ghamet nabashe

+ ترس

خیلی وقت بود ندیده بودمش، وقتی بعد از مدتها دیدمش خیلی جا خوردم، بازم هول شدم، دست و پامو گم کردم برق چشماش تنمو می لرزوند، وقتی می بینمش بی اختیار می لرزم، هول می شم می خوام داد بزنم نمیدونم فقط منم که طاقت نگاشو ندارم یا همه اینطورین؟ مدتی خیره به هم نگاه کردیم، هر کدوم منتظر حرکتی از دیگری بودیم ، اون موقع مثل یک قرن بود، برام ثانیه ها از حرکت ایستاده بودن، موتور مغزم با سرعت تمام کار می کرد اون موقع بی اختیار فریاد کشیدم.. سوسسسسک  استرس


                             

نویسنده : nazanin ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٦
تگ ها: ترس



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس