بدون شرح

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

/ 9 نظر / 6 بازدید
رضا

با آنکه در حریم تو بیگانه ام هنوز مانند حلقه بر در این خانه ام هنوز بگذشت شب ز نیمه و من با خیال دوست مینا صفت به گوشه میخانه ام هنوز

sili

salam .nazi jan man natoonestam kamelan hadafet AZ in weblog chi bood eshghi bod farhangi bod honari bod mokhtalet bod ama khob bood az in webloge mohsen kheyli khob bod.omidvaram moovafagh bashi:d

sili

omidvaram movafagha bshi nazi jooooooooon

omid

[گل][قلب][تایید]baba man ke mokham soot keshid vali nazi khanoom eyval matlabe ghashangi.omid varam to zendegit ham mesle weblaget movafagh bashi azizam

tina

vaiiiiiiii ghati kardam[وحشتناک] movafagh bashi golam kheili bahal bood[تایید][چشمک]

سارا

خیلى جالب و با حال نوشتى با اين كة غاطى كردم ولى ية جيزايى فهميدم[نیشخند][نیشخند]

رضا جیلینگ

این رو هم قبلاَ خونده بودم . خیلی جالبه. [گاوچران]